محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5398
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« دو ماه بود كه يكى در بغداد « در قصر خلد بر آمد « و يكى در طوس در گور فرو رفت » گويند : وقتى هارون الرشيد در گذشت نهصد هزار هزار و چند هزار هزار در بيت المال بود . ( 365 خلافت محمد امين در اين سال در اردوگاه رشيد براى محمد امين پسر هارون بيعت خلافت كردند . در آن وقت عبد الله هارون به مرو بود . چنان كه گويند وابستهء مهدى متصدى بريد از طوس به ابو مسلم سلام غلام ، خويش ، كه در بغداد در كار بريد و اخبار نايب وى بود نوشت و درگذشت رشيد را به او خبر داد . وى به نزد محمد رفت و تسليت گفت و مباركباد خلافت گفت و اول كس بود كه چنين كرد . آنگاه رجاى خادم به روز چهار شنبه چهارده روز رفته از جمادى الاخر به نزد محمد آمد ، صالح پسر رشيد وى را فرستاده بود . به قولى شب پنجشنبه نيمه جمادى الاخر آمد ، بقيهء آن روز و شب خبر وى را مكتوم داشتند و روز جمعه خبر آشكار شد و كسان از آن سخن كردند . گويد : وقتى نامهء صالح همراه رجاء خادم دربارهء مرگ رشيد به نزد محمد امين رسيد ، وى در قصر خويش بود در خلد ، و از آنجا به قصر ابو جعفر انتقال يافت كه در شهر بود و بگفت تا مردم براى مراسم جمعه حضور يابند و چون حضور يافتند با آنها نماز كرد و چون نماز خويش را به سر برد ، به منبر رفت و حمد خداى گفت و ثناى او كرد و خبر مرگ رشيد را با مردم بگفت و به خويشتن و به مردم تسليت گفت و كسان را وعدهء خير داد و اميدوار كرد و سياه و سپيد را ايمنى داد . بيشتر مردم خاندان و خواص و وابستگان و سردارانش با وى بيعت كردند ، آنگاه به درون